السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
434
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
كه جزئى است مىدانيم اين مفهوم هم جزئى مىگردد و قابليت انطباق بر كثيرين را از دست مىدهد . اين مطلب نه تنها در معلومِ حسى جارى است ، بلكه در صُوَر خيالى كه در قوّة خياليه ما ذخيره و بايگانى شدهاند نيز جارى است صُوَر خيالى ما هم به عنوان يك موجود ذهنى ، كلى هستند . و اگر جزئى مىشوند از آن نظر هست كه برگرفته از معلوم خارجى هست و با آن ارتباط دارد . اگر به عنوان مثال در خارج ، باغى را ديدهايم پر از درختان ميوه و سر به فلك كشيده با نهرهاى جارى و بناهاى چشمگير . آنگاه كه صورت اين باغ با همهء مشخصاتش در معرض ديد ما قرار دارد اين مىشود معلوم حسى ما . زيرا اتصال ادات حسى يعنى چشم ما بهصورت محسوس خارجى محفوظ است . در فرصتى ديگر صورت علمى باغى كه قبلًا ديدهايم را در خاطر مىگذرانيم اين مىشود صورت خيالى . جزئيت صورت خيالى هم ، همچون صورت حسى ، مرهون اتصال و ارتباط آن صورت با خارج است و با قطع نظر از اين اتصال و ارتباط ، صورت معلوم ، كلى مىگردد . بنابراين اگر از اين ارتباط صرف نظر كنيم ماهيت باغ كذايى با همهء خصوصياتش ، كلى است و مىتواند در خارج ، افراد متعددى داشته باشد . همينطور است اگر از صُوَر حسى مختلف يك صورت خيالى بسازيم . مثلًا جسمى را در قوّهء خيال حاضر مىكنيم كه سر او مانند سر انسان ، و پاى او مانند پاى اسب ، و گوش او مانند گوش گوسفند و بدن او مانند بدن شتر باشد . در اينجا هم اين صورت خيالى ، به دليل آنكه از صورتهاى حسىِ جزئىِ مختلف گرفته شده است جزئى مىباشد و جزئيت اين صورت تركيبى نيز به لحاظ ارتباط با خارج است . قابل ذكر است كه صورتهاى خيالى ، از صورتهاى حسى كه در ذهن بايگانى شدهاند گرفته مىشوند . لذا مىتوان گفت : علم خيالى متوقف بر علم حسى است .